1800 متر ارتفاع در نزديكي آوينيون، اين كار در سدههاي ميانه منحصربهفرد است. بيشك او بيشتر اين كار را با هدف مطالعات جغرافيايي انجام داد تا ورزش. با اين همه، كاري كه كرد در آن زمان به عدهاي جرئت بخشيد. شايد وي در اين كوهنوردي بيش از موارد ديگر متجدد بود.
براي ارزيابي اين كار بايد به خاطر بياوريم كه واكنش مردم سدههاي ميانه در برابر كوه مملو از ترس و خرافات بود و خيلي متفاوت با احساس تفريح و لذت بردن از زيبايي.1 نخستين اروپايي كه با ديدي هنرمندانه و دانشمندانه به كوهها نگريست، لئوناردو داوينچي بود، و نامهٴ كنراد گسنر در ستايش كوهها، كه در سال 1541 نوشته شده، به عقيدهٴ من قديمترين متن نوشته شده درنوع خودش در ادبيات اروپاست.2 هنرمندان چيني و ژاپني در تحسين زيبايي مناظر طبيعي، به ويژه كوهها گوياتر از همكاران غربي خود بودند. آموزش بودايي، بهويژه آموزش مكتب ديانا (ذن) دراين راه به آنان ياري كرد. حال آنكه شيوهٴ تفكر يهودي، مسيحي و مسلمانان درصدد بود تا ذهن انسان را از زيباييهاي طبيعي دورنگاه دارد و كوهها را به صورت وحشتكدههايي كه جايگاه ديوان و شياطين است نمايش دهد.3
براي نتيجهگيري از اين بخش در زمينهٴ افكار جغرافيايي بار ديگر از اُپيسينوس دي كانيستريس ياد ميكنيم كه چكيدهنويسي جغرافي را به نهايت رساند. او نقشههاي اخلاقي را ابداع كرد، كه در آنها عقايد جغرافيايي و اخلاقي به صورت عجيبي تركيب شده بود و خود را درگير بازيهاي نمادگرايي ترسيمي و جغرافيايي كرد كه در محيط او نامنتظره بود.
2. فرانسه. گزارش كاميابيهاي جغرافيايي در ساير كشورهاي مسيحي غيراز ايتاليا چندان تفصيلي نخواهد داشت.
برجستهترين رسالهٴ جغرافيايي بهزبان فرانسه، بهوسيلهٴ يكتن غيرفرانسوي، يعني هايتون
Coulton: Medieval panorama (p. 104, 1938) .1
2.ايسيس 6، 65. نامهٴ گسنر به ياكوبوس آوينوس در ستايش كوهها، كه در سال 1541 نوشته شده، اولبار در آغاز رساله درباب شير و كار تهيهٴ لبنيات (زوريخ1543) چاپ شد. سپس به فرانسه (1904) و انگليسي (1937) ترجمه گرديد. ياكوبوس آوينوس پزشكي اهل گلاريا (از كانتونهاي سويس) بود. ممكن است نام حقيقي او فوگلر يا فوگلي بوده باشد، ولي نتوانستم او را بشناسم.
3 .حتي يكبار در قرآن كوهها با چنين اوصافي وصف نشدهاند، ولي برعكس زيبايي و شكوه كوهساران بارها مورد اشارهٴ قرآن قرار گرفته است: ((مگر ننگريستهاي كه خدا از آسمان آبي فرو فرستاد و سپس بدان ميوههاي رنگارنگي برآورديم و (برخي) از كوهها را رنگ در رنگ، سفيد و سرخ بهرنگهاي گوناگون و (گاه) سياه تيره در آورديم و از آدميان، جانوران و چارپايان بهرنگهايي گوناگون پديد آورديم؛ بدين سان از ميان بندگانِ خداي تنها دانشوراناند كه از او خشيت دارند...))(سورهٴ فاطر: 27 و 28). قرآن نگريستن به پهنهٴ طبيعت، و ازجمله كوهها، را طريقي براي يادآوري عظمت آفريدگار دانسته است: ((... و (آيا به) كوهها (نمينگرند) كه چگونه استوار شدهاند؟ ... پس به يادشان آور كه تو يادآوري وبس! و بر آنان چيره و مسلط نيستي)) (سورهٴ غاشيه: 19 ـ 22). ــ و.